تبلیغات
ناله ی عاشقان - آغاز خلقت و عهد الهی با حضرت آدم (ع)

حافظا عشق و صابری تا چند/ناله ی عاشقان خوش است بنال

آخرین مطالب
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


آغاز خلقت و عهد الهی با حضرت آدم (ع)
نویسنده : محمدصابر اسدی
سه شنبه 15 مرداد 1392

ماجرای خلقت آدم در آیات قرآن ماجرایی جذاب و سرشار از گزاره های مجهولی است که در بیشتر تفاسیر مفسران را برآن داشته تا از کنار آن بی تفاوت عبور نکنند و در پی باز کردن این گره ها باشند. سؤالاتی از قبیل این که خلقت الهی با چه چیزی آغاز گشت؟ آن اسماء تعلیم داده شده به آدم چه بود که سبب برتری آدم نسبت به ملائکه شد؟ مشکل اصلی شیطان با آدم چه بود؟ توبه ی آدم چگونه پذیرفته شد؟و ...

ابن مسعود درباره ی آغاز خلقت نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود:

«ای پسر مسعود خداوند من و علی(ع) را از نور عظمت و بزرگی خویش خلق کرد، هزار سال قبل از اینکه سایر خلایق را بیافریند، زمانی که هیچ تسبیح و تقدیسی و جود نداشت. پس نور مرا بشکافت و از نور من آسمان ها و زمین را آفرید و به خدا قسم که من از آسمان ها و زمین برترم. و چون نور علی(ع) را منتشر ساخت عرش و کرسی (و ملائکه) از نور او خلق گردید به پروردگار قسم که علی(ع) از عرش و کرسی افضل است. سپس نور حسن(ع) را باز کرد و لوح و قلم از نور او به وجود آمد، به خدا قسم که حسن(ع) از لوح و قلم بر تر است. و چون هستی را از نور حسین(ع) معطر کرد بهشت و حوریان زیبا روی از نور او پیدا گشت، والله حسین(ع) از بهشت برتر است. سپس همه ی هستی از شرق تا به غرب تاریک ماند ملائکه به پروردگار از آن همه تاریکی و ظلمت شکایت کردند و خواستند تا پروردگار تاریکی را از آن ها برطرف کند. پروردگار در اجابت خواسته ی آنان کلمه ای فرمود و از آن کلمه روحی خلق شد. سپس کلمه ای دیگر فرمود  و از آن کلمه نوری خلق شد. پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلند ترین مکان عرش قرارداد و همه ی عالم از شرق تا به غرب نورانی شد آن روح آمیخته به نور که از لطف پروردگار خلق شده کسی نیست جز دخترم فاطمه(س) و به همین دلیل او را زهرا نامیدند زیرا نورش آسمان ها را روشن ساخت. ای پسر مسعود چون روز قیامت فرا رسد پروردگار به من و علی(ع) می فرماید هرکس را که می خواهید به بهشت و جهنم وارد کنید و این قول پروردگار در قرآن مجید است که أَلْقِیَا فىِ جَهَنَّمَ كلُ‏َّ كَفَّارٍ عَنِید[1][2]

در ماجرای اتمام حجت امیرالمؤمنین در اجتماع مهاجرین و انصار در زمان عثمان، ایشان بیانی درباره خلقت خود و پیامبر دارند:

«علی(ع) فرمود: آیا اقرار می کنید که پسر عمویم پیامبر فرمود: من و اهل بیتم نوری بودیم که چهارده هزار سال قبل از آنکه خداوند آدم را خلق کند در پیشگاه پروردگار مشغول عبادت بودیم، وقتی خداوند آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد و او را به زمین فرستاد، سپس آن نور را در صلب نوح در کشتی حمل نمود، سپس در صلب ابراهیم آن را به آتش پرتاب کرد، سپس خداوند همچنان مارا از صلبهای با شرافت بین پدران و مادران منتقل می نمود که هرگز یکی از آنها بصورت زنا با یکدیگر ملاقات نکردند؟

سا بقه داران و متقدیم و اهل بدر و اهل احد گفتند: آری، این را از پیامبر(ص) شنیدیم.»[3]

اما در تفسیر آیات مربوط به خلقت آدم حدیثی از امام صادق(ع) به سند و شرح زیر بیان شده است:

«جز خدای متعال هیچ نبود. پس خداوند پنج نور را ازجلال و عظمت خود آفرید و برای هر یک از آن انوار اسمی از اسماء الهی خود را گذاشت. خدا "حمید" است و این اسم بر محمد(ص) ظهور کرد خدا "اعلی" است که در امیر المؤمنین علی(ع) ظهور یافت وبرای خدا "اسماء حسنی" وجود دارد که نام حسن و حسین (ع) از آن اسماء مشتق شده است و از اسم "فاطر" نام فاطمه(س) اشتقاق پیدا کرد، پس وقتی که آن انوار را آفرید آن ها را در یک عهد قرار داد. پس در طرف راست عرش جا گرفتند و سپس خدا فرشتگان را از نور آفرید. پس وقتی که فرشتگان به این انوار نظر کردند امر و شأن آن ها را بزرگ شمردند و تسبیح را از آنها فرا گرفتند و این مطابق با گفته فرشتگان است که در قرآن آمده است. به حقیقت ما در انتظار اوامر الهی در تدبیر عالم صف کشیده ایم و به راستی ما تسبیح کننده ایم[4]. و آن هنگام که آدم را آفرید آدم به طرف این انوار از طرف راست عرش با دقت نظرنمود عرض کرد ای خدای من آنان کیستند خدای متعال درجواب فرمود اینها برگزیدگان من و خواص من هستند این ها را از نور عظمت و بزرگیم آفریدم و از اسم های خودم اسمی را برای اینها برگرفتم. پس عرض کرد ای پروردگارم به حقی که تو بر اینها داری اسم های اینها را بر من بیاموز پس خدای متعال فرمود ای آدم این اسم ها نزد تو امانت باشد[5] که سرّ و رازی از راز من است و غیر تو نباید بر آن آگاه شود جز به اذن من عرض کرد پردگارا قبول کردم خداوند پس از گرفتن این پیمان اسم های آنان را به آدم تعلیم داد و فرشتگان که هیچکدام به آن ها عالم نبودند در پاسخ به درخواست خدا که فرمودند مرا از نام های اینها خبر دهید[6] گفتند: منزهی تو برای ما علمی نیست جز آنچه به ما آموختی همانا تو عالم و دارای حکمتی.[7] آنگاه خداوند فرمود ای آدم فرشتگان را به اسم های آن انوار خبرده پس وقتی که آنها را خبر داد[8]  فرشتگان دانستد که این مطلب در نزد آدم به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهی از آن به فضیلت و برتری رسیده است. سپس امر به سجده آدم شدند[9] زیرا که سجده ملائکه فضیلتی برای آدم و عبادتی برای خداوند بود چون که سجده ملائکه سزاوار خداوند بود. و ابلیس فاسق از امر پروردگارش سرپیچی کرد. پس خداوند فرمود چه چیز مانع سجده تو شد آنگاه که تو را فرمان دادم؟ گفت من بهتر از اویم. خداوند فرمود قطعاً او را بر تو تفضیل بخشیده ام که فرمانت دادم با فضل آن پنج تنی که برای تو نه بر آنان و نه بر شیعیانشان تسلطی قرار ندادم[10] پس آن است استثنای شیطان لعین ]مگر بندگان مخلص تو[11][ که فرمود همانا هیچ سلطه ای برای تو نیست نسبت به بندگانم که همان شیعیان هستند.»[12]

سجده ملائکه بر آدم(ع) در حقیقت سجده بر روح خداوندی آدم و سجده بر علم آدم بر آن عهد الهی و سرّ اهل بیت بود که ملائکه و ابلیس را محتاجش می ساخت. اما شیطان به سرعت به دلیل استکبار بی موردش به ناسپاسی و نافرمانی پرداخت خداوند او را که اکنون کفر خود را آشکار کرده بود از درگاه خود راند. شیطان از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست تا به سبب حسادت و استکبارش آدم و آدمیان را اغوا کند و آن ها را از آن عهدی که با خدا بسته اند دور سازد و خدا نیز او را نه تا قیامت بلکه تا زمانی معلوم مهلت داد و دشمنی شیطان با آدم آغاز شد که اولین اقدام، تلاش برای رانده شدن او از بهشت است، بهشتی که در کیفیت و مکان آن و همچنین حقیقت درخت ممنوعه اختلافاتی است و آن چه مسلّم است این است که این درخت برای حضرت آدم کاملاً معین بوده است، زیرا قرآن با تعبیر «هذه الشجره»[13] از آن سخن می گوید. اما مهمتر از این مطالب بیان کیفیت توبه ی آدم و عنصر نجات بخش اوست. در قرآن فقط سخن از تلقى کلمات است[14]. ولی از تعبیراتی که در این زمینه آمده به خوبى روشن می‌شود که این کلمات، مشتمل بر مسائل مهمى بوده است. بعضى گفته‌اند منظور از آن کلمات، همان اعتراف به تقصیر در پیشگاه خداست که در قرآن به آن اشاره شده است: «پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و به ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود»[15] شبیه این مضمون، در روایاتى که از امام باقر-علیه السلام- یا امام صادق-علیه السلام- نقل شده، نیز دیده می‌شود. ولى در اکثر روایات می‌خوانیم که این کلمات، توسل به خمسه طیبه، محمد(ص) و على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) بوده است. در کتاب خصال از ابن‌عباس نقل می‌کند: «از پیغمبر اکرم(ص) پرسیدم کلماتى که آدم از پروردگارش دریافت داشت چه بود؟ پیامبر(ص) فرمود: از خداوند به حق این پنج‌تن مقدس، تقاضا کرد که توبه او را بپذیرد و خدا توبه او را پذیرفت».

در روایت دیگرى که از تفسیر امام حسن عسکرى(ع) نقل شده است می‌خوانیم: «هنگامى که آدم مرتکب آن خطا شد و از پیشگاه خداوند متعال پوزش طلبید، عرض کرد: پروردگارا توبه مرا بپذیر و عذر مرا قبول کن، من به آثار سوء گناه و خوارى آن با تمام وجودم پى بردم. خداوند فرمود: آیا به خاطر ندارى که به تو دستور دادم در شدائد و سختی‌ها و حوادث سنگین و دردناک، به محمد و آل پاک او مرا بخوانى؟ آدم عرض کرد: پروردگارا آرى. خداوند فرمود: آن‌ها محمد و على و فاطمه و حسن و حسین هستند پس مرا به نام آن‌ها بخوان تا تقاضاى تو را بپذیرم و بیش از آن‌چه می‌خواهى به تو بدهم.

قابل توجه این‌که همین معنا با تفاوت بسیار کمى در تفسیر معروف "الدّرالمنثور" که از تفاسیر روایى اهل‌سنت است، نقل شده است. هم چنین در بعضی کتب اهل سنت آن کلمات این چنین نقل شده است: «یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یافاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن، یاقدیم الاحسان بحق الحسین »[16] پس عنصر نجات بخشی که آدم را از هلاکت نجات داد اهل بیت بودند.

بنا به آنچه که گفته شد این برداشت حاصل می شود که که فضیلت و برتری ای که آدم به آن می نازید و آن امانتی که آسمان و زمین و کوه ها ظرفیت پذیرش آن را نداشتند همان آشنایی با سرّ مستودع میان اهل بیت بود و حفظ این سرّ عهد و میثاقی بزرگ برای آدم و بنی آدم است که این حفظ عهد در طول سال ها و برای هریک از پیامبران و در میان اقوام آن ها نشانه ای مختلف دارد. همچنین کینه ی شیطان به آدم نبود، بلکه به اهل بیت بود از آنجا که قرآن در باره ی او می گوید « ... و كاَنَ مِنَ الْكَافِرِینَ»[17] عده ای از مترجمان " كاَنَ " را در معنای "صاَرَ" ترجمه کرده اند یعنی گفته اند که «و او از کافران شد»[18] اما ترجمه های بسیاری است که گفته اند «و او از کافران بود»[19] و حقیقت این است که شیطان قبل از ماجرای سجده کردن کافر شده بود و کفر او همان حسادت و تکبرش در برابر اهل بیت بود، و چون فهمید که این حقیقت در صلب آدم قرار خواهد گرفت و این عهد و امانت الهی با بنی آدم بسته خواهد شد، کینه ی بنی آدم را در دل گرفت و با سجده نکردن بر او این بغض را آشکار ساخت. با هبوط آدم به زمین، شیطان هم قرار گاه خود را در زمین تشکیل می دهد و برنامه ی بعدی او یار کشی ازمیان بنی آدم است.

آدم و حوا  با تجربه کسب شده، دیگر از تیررس شیطان بیرون رفتند و دست شیطان از این دو کوتاه شد و از این پس شیطان سراغ فرزندان آدم  رفت. ماجرای هابیل و قابیل در آیات قرآن آمده است.[20] قابیل پس از قتل هابیل، به جای اینکه توبه کند، مسیر را جدا کرد و نخستین اردوگاه حزب الشیطان درست شد و در جهان دو اردوگاه خیمه زدند. تا پیش از این تنها یک اردوگاه بود و قابیل نیز هرچند پیرو شیطان بود، ولی در اردوگاه آدم بود. انحرافات در طول تاریخ ناشی از اردوگاه های انشعابی بوده است. هر خط مستقیمی که دراردوگاه آدم بود، قابیل در اردوگاه خود خط انحرافی آن را مشابه سازی می کرد. این سو خدا پرستی، آن سو بت پرستی؛ این سو نماز و آسایش روحی انسان، آن سو، شراب و بت پرستی و شکاکیت؛ این سو ذکر حق، آن سو موسیقی، تمام سرمنشأهای گناه ، طبق روایت، به وحی شیطان، درآن اردوگاه درست شد.[21] و این گونه تاریخ در تقابل اردوگاه حق و باطل به حرکت خویش ادامه داد، تا زمان نوح -علیه السلام- .[22]



[1]-  ق، 24

[2] - بحار الانوار ج40 ص43

[3] - اسرار آل محمد (ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی) ،ص 248

[4] - وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ المُْسَبِّحُونَ، صافات، آیات 165 و 166

[5] - إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً، احزاب ،72

[6] - وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلَُّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلىَ الْمَلَئكَةِ فَقَالَ أَنبُِونىِ بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ، بقره، 31

[7] - قَالُواْ سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا  إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الحَْكِیمُ، بقره، 32

[8] - قَالَ یََادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَْائهِِمْ  فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسمَْائهِِمْ قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ، بقره، 33

[9] - وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ ... ، بقره، 34

[10] - لم أجعل لك علیهم سلطانا،

[11] - إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ،

[12] - تفسیر فرات الكوفی، صص: 56 و 57: فرات قال حدثنی أبو الحسن أحمد بن صالح الهمدانی قال حدثنا الحسن بن علی یعنی ابن زكریا بن صالح بن عاصم بن زفر البصری قال حدثنا زكریا بن یحیى التستری قال حدثنا أحمد بن قتیبة الهمدانی عن عبد الرحمن بن یزید عن أبی عبد الله(امام صادق)

[13] - وَ قُلْنَا یََادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَ زَوْجُكَ الجَْنَّةَ وَ كلاَُ مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَ لَا تَقْرَبَا هَاذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ، بقره، 35

[14] - فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلَِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ  إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ، بقره 37

[15] -  اعراف،23

[16] - مستدرک الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج2 ص615 کنزالامال ج1 ص234

[17] - بقره، 34

[18] - ترجمه: الهی قمشه ای-  احسن الحدیث-  ارفع-  انصاریان- برزی- بروجردی- پاینده – حلبی و ...

[19] -  ترجمه: آیتی، اشرفی، ترجمه المیزان، حجه التفاسیر، روان جاوید، شعرانی- عاملی- مشکینی- مصباح زاده- معزی- یاسری-

[20] - مائده، 27 تا 31

[21] - تفسیر عیاشی، ج1، ص309

[22] - تبار انحراف، ص 50


:: مرتبط با: ولایت و اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: خلقت آدم , حقیقت نورانی اهل بیت , اسماء , تلقی کلمات , درخت ممنوعه , شیطان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فانسقه پنجشنبه 7 شهریور 1392 11:47 ق.ظ
سلام صابر جان!
ناله ی عاشقان خوش است...
بنال...
سلیمانی چهارشنبه 6 شهریور 1392 12:49 ق.ظ
سعی شود به مباحث اجتماعی
، سیاسی و رسانه ای بیشتر پرداخته شود...
علیرضا سه شنبه 5 شهریور 1392 12:31 ق.ظ
قصة العشق لاانفصام لها...
"خوشم میاد حافظ خونی!"
وقت کردی به منم سر بزن.
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
امروز اگه به یکی بگی "بنال!" فکر می کنه داری بهش فحش می دی، حالا دوساعت بیا بهش بگو عزیز من بنال از نالیدن میاد و نالیدن از درد داشتن. درد که بد نیست. درد عامل آگاهی است. اصلاً آدم اگه درد داشته باشه ارزش داره، درد خود، درد خدا، درد خلق خدا... هرچی درد بیشتر ناله بیشتر... هرچی درد خالصانه تر ناله عاشقانه تر!
مدیر وب سایت : محمدصابر اسدی
برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید
نویسندگان
آرشیو مطالب