حافظا عشق و صابری تا چند/ناله ی عاشقان خوش است بنال

آخرین مطالب
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


نوح(ع) مبتلای حسین(ع)
نویسنده : محمدصابر اسدی
چهارشنبه 22 آبان 1392

نوح(ع) مبتلای حسین(ع)

«ای خدای من! و ای یاور من! به رحمت و کرمت مرا یاری نما! و به پاس خاطر این نفوس مقدسه! مُحمد، إیلیا (علی)، شَبَر (حَسَن)، شُبَیْر (حُسَین)، فاطِمَه ، آنان که همه بزرگان و گرامی اند، جهان به برکت آنها برپاست، به احترام نام آنها مرا یاری کن! تنها توئی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی.»

متن مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
:: مرتبط با: ولایت و اهل بیت ,
آدم(ع) مبتلای حسین(ع)
نویسنده : محمدصابر اسدی
جمعه 10 آبان 1392

آدم(ع) مبتلای  حسین(ع)

 از ابتدا برای تو عالم گریسته /جبریل روضه خوانده و آدم گریسته


او را با لب تشنه مى كشند در حالى كه غریب و بیكس و تنها است و یار و یاورى ندارد و اگر ببینى اى آدم او را در آن روز كه مى گوید واى از تشنگى و كمى یار و یاور. تـشنگـى چـنان بر او غـلبه كند كه آسمـان به چـشمـش تـیره و تـار آید مثل اینكه دود فاصله شده است پس هیچكس او را یارى نكند مگر با شمشیر كه بجانش افتند و او را مـانند گـوسفند ذبح كنند و سرش را از قفا ببرند و دشمنان پس از كشتن اموالش را غـارت نمایند و سرهاى او و یارانش را شهر به شهر و دیار به دیار بگردانند و زنانش را اسیر نمایند...

متن مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
:: مرتبط با: ولایت و اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: گریه , امام حسین , حضرت آدم , توبه ,
مذاکره یا مبارزه؟
نویسنده : محمدصابر اسدی
سه شنبه 23 مهر 1392

استراتژی قرآن، جهاد یاصلح؟!

باید موضوع مذاکره با آمریکا را از نظر دینی تحلیل کرد. امام(ره) تکلیف ما را مشخص کرد و گفت آمریکا یزید زمان و کافر حربی است. تمام فقهای شیعه بالاتفاق می­گویند که معامله با کافر حربی فقط در اختیار ولی امر مسلمین است. اما امروز عده­ای هستند که می­خواهندتاریخ را به نفع خود مصادره کنند و می­گویند پیغمبر از اول حرکتش به سمت مدینه، استراتژی صلح داشت.

عده­ای صلح حدیبیه را بهانه می­کنند و آن را با شرایط امروز تطبیق می­دهند، در حالی که قرآن در آیه 25 سوره فتح علت صلح حدیبیه را چیز دیگری می­داند و می­گوید: «...اگر [در مکّه‏] مردان و زنان با ایمانى نبودند که [ممکن بود] بى ‏آنکه آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مکّه مى ‏دادیم‏] تا خدا هر که را بخواهد در جوار رحمت خویش درآورد. اگر [کافر و مؤمن‏] از هم متمایز مى‏ شدند، قطعاً کافران را به عذاب دردناکى معذّب می ‏داشتیم.» مقام معظم رهبری در درس خارجشان فرمودند که صلح حدیبیه یک استثناست وگرنه بعد از قوی شدن مسلمین صلح با کفر نداریم.

عده ای دیگر به آیه ۶۱ سوره انفال استناد می کنند که می­فرماید: «اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گراى و بر خدا توکّل نما که او شنواى داناست.» و می گویند حالا که امریکا خود یک قدم جلو آمده (بر فرض اگر بپذیریم که جلو آمده باشد) پس ما هم باید صلح کنیم و این درحالی است که امیر المومنین(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: «بعد از آنکه اسلام قوی شد و مسلمان­ها زیاد شدند خداوند آیه فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ (محمد ۳۵) را نازل کرد و با این آیه، آیه ای که اجازه ی صلح را به مسلمین داده بود منسوخ شد و آن آیه دیگر قاعده نیست.»

اما ریشه­ی این موضع گیری­ها را باید در ایمان افراد پیدا کرد. امیرالمؤمنین می­فرماید: «ایمان ۴ پایه دارد: صبر، یقین، عدل، جهاد.» در قرآن ده­ها آیه پیرامون جهاد با کافران است و درحقیقت جهاد از پایه های ایمان به حساب می­آید و اگر ملتی در جهاد سستی کند، یعنی ایمانش سست شده، خداوند در آیه 15 سوره حجرات می­فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ: مؤمن فقط کسی است که به خدا و رسولش ایمان می­آورد و بعد از آن شک نمی­کند و در راه خدا با نفس و مالش جهاد می­کند و  آن­ها راستگویانند.» چندین آیه در قرآن با این مضمون می­توان پیدا کرد (بقره ۲۱۸، انفال ۷۲، انفال ۷۴، انفال ۷۵، توبه ۱۹، توبه ۲۰، توبه ۴۴، توبه ۸۴ و ...) این آیات اثبات می کنند که مرگ بر آمریکا و مبارزه و جهاد با کافر حربی با ایمان ما آغشته است.

برای مؤمنان مجاهد، لبخند به آمریکا (که کافر حربی است) جایگاهی ندارد. ما امروز در شرایط بدر و خیبریم نه صلح حدیبیه، رسول خدا(ص) در هیچ جنگی حتی نصف سپاه دشمن سپاه نداشت. در احزاب ۳۰۰ نفر مسلمان دربرابر ۱۸۰۰۰ نفر مشرک قرار گرفت، آنها مدینه را محاصره کرده بودند و آذوقه رو به اتمام بود و پیغمبر به شکمش سنگ می­بست. آنوقت امروز که قدرت اسلام در طول ۱۴۰۰ سال گذشته بی نظیر است و دشمنان به قدرت رهبر ما اعتراف می کنند، عده­ای می­گویند که امروز روز صلح حدیبیه است! این به خاطر ضعف ایمان است.

 

برداشتی آزاد از بیانات حجت الاسلام احمد پناهیان در هیأت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)


:: مرتبط با: اصول اعتقادی , مباحث تاریخ اسلام , مسائل سیاسی ,
:: برچسب‌ها: آمریکا , صلح , جهاد , مذاکره , کافر حربی , حدیبیه ,
گذار (1): عبور از مدرنیته مانند عبور از بنی امیه
نویسنده : محمدصابر اسدی
پنجشنبه 11 مهر 1392

عبور از مدرنیته مانند عبور از بنی امیه

مکه در زمان یزید تبدیل به جایی شد که همه ی متفکران جریان های مخالف اموی جمع بودند. با این حال معاویه کاری کرده بود که این متفکران هر کاری که می خواستند انجام دهند باز در دل مناسبات اموی بود، به همین دلیل متفکران واقعاً به این نتیجه رسیده بودند که نمی شود کاری کرد. یعنی  معاویه برای ادامه حیات بنی امیه شرایطی را تدوین کرده بود که وقتی ابا عبدالله(ع) خواستند با یزید - که نمونه ی خوبی برای در افتادن با این فرهنگ بود- مقابله کند، همه ی اهل تفکر در آن زمان، مخالف حسین بودند و حسین را یاری ندادند. از ابن عباس و محمد حنفیه بگیر تا عبد الله بن زبیر و عبدالله بن عمر، همه ی اینها مخالف بودند و پیش بینی هایشان هم درست بود. گفته بودند که حسین! مردم عراق بی وفا هستند، می کشندت، اما ماورای همه ی این پیشبینی های درست، تنها یک نفر بود که روح زمانه را با نگاهی متفاوت تحلیل می کرد و آن شخص اباعبدالله بود.

ابا عبدالله در نامه به بنی هاشم گفت که هرکس با ما بیاید کشته می شود و هرکس هم با ما نیاید رو سیاه می گردد! متفکر های زمانه به راحتی نمی توانستند حسین را بفهمند و تنها کسانی با حسین همراه شدند که رابطه شان با او "رابطه با قلب حسینی" بود. تنها کسانی با حسین همراه شدند که با قلب خود فکر می کردند. «لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا» (46 حج)

معاویه و غرب در یک دستگاه هستند. تمام فکر موجود جهان فکر مدرنیته است و شروع گذار از مدرنیته در قرن معاصر فقط از حضرت امام(ره) شروع شد. چون آن نوری که خداوند به امام داد، نوری خاص بود.همین الآن هم بسیاری از این ها که سنگ امام را به سینه می زنند، حرف امام و حرکت امام برای عبور از مدرنیته را نمی فهمند.

برای عبور از مدرنیته باید فکری پیدا کرد که خارج از فکر مدرنیته باشد، تا حرف امام(ره) را بفهمیم و قلب امام(ره) را درک کنیم.

ملاقات امام حسین(ع) با زهیر بن قین داستان عجیبی است. زهیر نخبه ایست که نه محمد بن حنفیه  است و نه ابوالفضل. داستان زهیر را می دانید. امام حسین با خیلی ها ملاقات کرد اما تقریباً همه به او جواب رد دادند. اما دغدغه زهیر چیست که امام حسین او را متحول می کند؟ زهیر چقدر تفکر کرده که حسین با دیداری کوتاه می تواند او را راضی کند؟

آن ولایتی که اصحاب حسین فهمیدند را باید بفهمیم، آن ولایت چیست که تمام اعمال بدون آن هیچ است؟!

چگونه می شود با "قلب" فکر کرد؟!...

 

برگرقته از سخنان استاد طاهرزاده در شرح کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم 


:: مرتبط با: تمدن نوین اسلامی ,
:: برچسب‌ها: امام حسین , امام خمینی , بنی امیه , مدرنیته , طاهرزاده ,
حدیث ولایت
نویسنده : محمدصابر اسدی
پنجشنبه 28 شهریور 1392
یک روز آیة الله قاضی می گفت: هرکس می خواهد به جایی برسد حتماً باید به یک استاد متصل شود، پس هرکس نیاز به یک پیر و راهبر داشت.
اما امروز شاگرد آیة الله قاضی (آیة الله بهجت) می گوید:«هر چه که خود می دانی ، به آن عمل کن! علم تو نشان دهنده ی چیستی عمل توست!»
تفاوت این دو کلام را باید در تفاوت زمانه جسنجو کرد و برنده کسی است که عالم به زمان خود باشد.
این تفاوت به خاطر ظهور انقلاب اسلامی است. قبل از انقلاب، حکومت در دست طاغوت بود و عارفان و سالکان در کنج و انزوا به سر می بردند، پس باید به دنبال راهبر می رفتی تا از تو دستگیری کند و وظیفه ات را به تو بگوید. بعد از انقلاب، یک عارفِ سالکِ واصل، می نشیند در صدر حکومت و می شود "رهبر" می شود "ولی فقیه"...
بعد از انقلاب استاد معلوم است، حرف ها و بیاناتش معلوم است، وظایف هرکس از جوان و دانشجو و بسیجی گرفته تا کارگزاران حکومت معلوم است و "معلوم است" یعنی تو علم داری به آن. پس حالا سخن آیة الله بهجت مطرح می شود که به دنبال راه سرگردان مباش، بلکه به آن چه می دانی عمل کن!
می دانیم که "ولی" و فرمانده کیست و می دانیم که باید از دستوراتش آگاه شویم. پس باید به این دانسته عمل کنیم و به قدرت تشخیص و تحلیل این دستوران و بیانات برسیم.
پس باید بدانیم بیانات استاد را... باید بخوانیم حدیث ولایت را...!


:: برچسب‌ها: ولایت فقیه , حدیث ولایت , انقلاب اسلامی , آیة الله بهجت , آیة الله قاضی ,
 

 
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
امروز اگه به یکی بگی "بنال!" فکر می کنه داری بهش فحش می دی، حالا دوساعت بیا بهش بگو عزیز من بنال از نالیدن میاد و نالیدن از درد داشتن. درد که بد نیست. درد عامل آگاهی است. اصلاً آدم اگه درد داشته باشه ارزش داره، درد خود، درد خدا، درد خلق خدا... هرچی درد بیشتر ناله بیشتر... هرچی درد خالصانه تر ناله عاشقانه تر!
مدیر وب سایت : محمدصابر اسدی
برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید
نویسندگان
آرشیو مطالب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات