تبلیغات
ناله ی عاشقان

حافظا عشق و صابری تا چند/ناله ی عاشقان خوش است بنال

آخرین مطالب
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


انقلاب به قتلگاه نرسد!
نویسنده : محمدصابر اسدی
دوشنبه 3 آذر 1393

انقلاب به قتلگاه نرسد!

تقابل جبهه حق و باطل یک حقیقت تاریخی است. در جریان این تقابل همواره جبهه حق به دنبال تحقق تام "عبودیت الهی" و جبهه باطل به دنبال سنگ‌اندازی در این مسیر بوده‌است. حربه‌ی جریان باطل را می توان به دو مؤلفه تقسیم کرد: اول، غفلت و توهم معرفتی توده مردم و دوم، طغیان طاغوت‌ها برای ایجاد موانع اجتماعی در مسیر عبودیت. در مقابل، پیامبران الهی نیز پس از دعوت مردم به تزکیه نفس و مبارزه با آن به عنوان دشمن‌ترین دشمنان با دو مؤلفه به مبارزه با جریان باطل پرداختند: اول، افزایش "معرفت" و اثاره عقول و برشوراندن قدرت تفكر مردم و دوم، قیام برای برقراری قسط و "عدالت". در نهایت نیز این حبّ و بغض امت‌ها نسبت به هرکدام از این دو جبهه است که میزان وابستگی و اطاعت آن‌ها از این دو را تعیین می‌کند و "محبّت" مهمترین عامل محرک اراده‌ها قرار می‌گیرد.

به گفته مقام معظم رهبری، پیامبر اسلام نیز در میان اعراب جاهلی، جامعه خود را بر این چهار مؤلفه استوار کرد: «عبودیت، معرفت، عدالت، و محبت». معرفتی که قرار است مردم را از غفلت و ناآگاهی برهاند. عدالتی که لازمه‌ی برقراری اش حکومتی مستحکم بر مبنای قوانین الهی است و طغیان خواص جامعه و حاکمیت طاغوت‌ها را نا ممکن می‌سازد. محبتی که پایه‌های این حکومت را مستحکم می‌کند و مردم را با حاکمانش پیوند می‌دهند. و در نهایت همه‌ی این عناصر، بستر جامعه را برای حرکت همگانی بشر در مسیر عبودیت فراهم می‌سازد.

اما فقط پنجاه سال طول کشید تا یاران و شاگردان مکتب پیامبر(ص) آن چنان تغییر کنند که یزید را به حسین(ع) ترجیح دهند و او را به قتل برسانند.

برای حفظ انقلاب اسلامی از انحطاط، هم مردم، هم مسئولین و هم همه دستگاه‌های حکومتی، باید نقش خود را در پاسداری از این چهار رکن پیدا کنند. توجه مسئولین به مشکلات مردم و عدم اشرافیگری و تقدم نفی شخصی و گروهی بر مصالح عمومی است که محبت را بین حکومت و مردم ایجاد می‌کند. دستگاه قضایی است که با ایجاد عدالت قضایی می‌تواند جلوی طغیان خواص را بگیرد. دستگاه‌های اقتصادی کشور هستند که باید در برنامه ریزی کشور عدالت اقتصادی را با پیشرفت کشور هماهنگ سازند. نهادهای آموزشی و علمی هستند که وظیفه دارند در جهت افزایش معرفت صحیح برنامه‌ریزی کنند. مطبوعات، صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها هستند که موظف‌اند بدون اغراض سوء سیاسی، بصیرت و آگاهی مردم را افزایش دهند. در مقابل مردم نیز اگر نسبت به عملکرد مسئولین حساس باشند، اگر از آن‌ها آگاهی را مطالبه کنند، اگر بصیرت داشته باشند و حق و عدالت را در همه‌ی مواضع رعایت کنند، آن وقت است که این شجره طیبه می‌تواند داعیه‌ی ایجاد تمدنی نوین را در دنیا فریاد بزند. 

در غیر این صورت، انقلاب جام زهر می‌نوشد، حقوقش غصب می‌شود، در محراب ضربت می‌خورد، پای میز مذاکره می‌نشیند و در نهایت در قتلگاه سر بریده می‌شود.


:: مرتبط با: مباحث تاریخ اسلام , مسائل اجنماعی , مسائل سیاسی ,
:: برچسب‌ها: قتلگاه انقلاب , معرفت , عبودیت , عدالت , محبت , حامعه نبوی , حسین ,
تحلیل جایگاه تحول در علوم انسانی در مسیر تمدن سازی
نویسنده : محمدصابر اسدی
جمعه 19 اردیبهشت 1393

"تمدن" تا پنج قرن پیش در محاورات معمول نبوده و حتی در کتب به ندرت دیده می‌شد. این اصطلاح صرفاً به مفهوم مدنیت یا شهر نشینی بکار می‌رفت. چنانکه در فرهنگ عمید در مقابل واژه تمدن نوشته شده: شهر نشین شدن، خوی شهر گزیدن. اما امروزه این لغت مفهوم قبلی خود را از دست داده است. برای تمدن تعاریف مختلفی ذکر شده، در بعضی از این تعاریف به جنبه سخت و ظاهری توجه شده است و گفته اند که: تمدن محیط زیست عینی ایجاد شده توسط بشر برای ارضای نیاز خود است. و در تعاریف دیگر زندگی اجتماعی بشر و نظام ساختارهای آن مد نطر قرارگرفته. البته شاید تمدن معنایی اعم از همه‌ی اینها باشد.

احتمالاً در اثر توسعه ناشی از انقلاب صنعتی و شکل‌گیری ابتدایی تمدن غرب، تمدن را بر مظاهر و برجستگی فیزیکی آن اطلاق می کردند، اما امروز ابعاد غیر مادی تمدن اهمیت بیشتری پیدا کرده است و جامعه و فرهنگی متمدن فرض می‌شود که از قدرت و منبع قوی‌تری در حوزه روابط انسانی و ارزش های اخلاقی بر خوردار باشد.

اهمیت این موضوع در آن است که اگر اصل ظهور تمدن در پیشرفت در تکنولوژی و ابزار تسهیل زندگی قلمداد شود، لاجرم در لایه های زیرین آن، علومی اهمیت می‌یابند که توانایی رشد تکنولوژی را فراهم سازند، یعنی علوم فنی و مهندسی، در این صورت علوم انسانی تنها در راستای پیش‌بینی یا تصلیح بحران‌های برآمده از زندگی جدید تعریف می شوند. همانگونه که تکوین علوم انسانی در غرب، واکنش فکری نخبگان جامعه به چالش نظم و بحرانهای اجتماعی بود.

باید تمدن به خصوص تمدن اسلامی را حقیقتی فراتر از تجسّد ابزار‌های رفع نیاز بشر و حتی ساختارهای جامعه تعریف کنیم. در این صورت است که با مطرح شدن نظام تفکرات و گرایشات بشر و توجه به هر دو بعد جسمانی و روحانی انسان، علوم انسانی معنا و جایگاهی فراتر می‌یابند. در این صورت علوم انسانی نقش معنا بخشنده به همه تولیدات تمدنی را دارند که بدون آن تمدن مادی و محسوس بی معنا می شود. به عبارت دیگر اگر علوم انسانی را علمی بدانیم که با اندیشه انسان سر و کار دارند پس در این صورت در ساختن انسان و تکامل معنوی و روحی انسان می‌توانند نقشی مؤثر داشته باشند، به گونه ای که نظام شناخت‌ها انسان را به سمت نظامی از دانشها سوق می دهد که برای انسان توانایی ساختار سازی را فراهم می کند و این ساختارها بشر را به سمت رفع نیازهای خود حرکت می دهد که در صورت پاسخگویی صحیح و همه جانبه، تکامل را برای انسان به ارمغان می‌آورد و از آنجا که موضوع علوم انسانی همین ذهن جامعه و نظام ساختارهای جامعه است پس از این جهت، با هدف انبیا و تعالیم آن­ها ارتباط پیدا می‌کنند؛ چون هدف انبیا نیز ساختن انسان و تکامل جامعه بشری بوده است.

اما تفاوت علوم انسانی با وحی و دین موضوعی است که می توان نیاز تحول در علوم انسانی را برای نیل به تمدن دینی با توجه به آن توضیح داد. گفتیم که تمدن نیازمند نظام شناخت ها و معارفی است که برای انسان توانایی ساختار سازی را فراهم کند و این ساختار ها جوابگوی نیازهای مادی و معنوی انسان در جهت تکامل باشند. پس این معارف باید هم جهت گیری و ارزش های جامعه را مشخص کنند و هم تدبیر کننده راه وصول به هدف باشند. اینجاست که نقش وحی و دین به عنوان مبیّن ارزش‌های اصیل و معرّف هدف و جهتگیری صحیح مطرح می شود. در مقابل نقش علوم انسانی این است که با استفاده از عقل، دست به تدبیر زده و مدیریت منابع و امکانات و طراحی و تنظیم الگوی مناسب برای تمدن سازی دینی را بر مبنای ارزش های دینی و در جهت نیل به هدف غایی انسان به عهده بگیرد. تدبیر بر مبنای ارزشهای دینی و برای رسیدن به هدف معرفی شده توسط دین امری است که در علوم انسانی غربی دیده نمیشود چرا که همانطور که گفته شد این علوم در مواجهه با بشر صنعتی زده ای تولید شده است که تنها نیاز مادی خود را نیاز اصیل می داند. به همین دلیل تحول در علوم انسانی بر مبنای اسلام امری ضروری در ساخت تمدن دینی است. 


:: مرتبط با: تمدن نوین اسلامی ,
:: برچسب‌ها: علوم انسانی , تمدن اسلامی , تمدن غرب ,
یک سوزن به خود!
نویسنده : محمدصابر اسدی
جمعه 12 اردیبهشت 1393

حالا بعضی ها- چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون- توصیه ‏پذیر نیستند؛ آن‏ها از ما توصیه نمی خواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاه‏ها و مطبوعات و رسانه ‏ها را كى معین می كند و كجا معین مى ‏شود- نانشان در ایجاد اختلاف است- اما آن كسانى كه مصالح كشور را می خواهند، مایلند حقائق را غالب كنند، من توصیه ‏ام به آن‏ها این است كه از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر كنند. شایعه ‏سازى و شایعه‏ پراكنى درست نیست. انسان مى ‏بیند صریحاً و علناً به مسئولین كشور- كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند- تهمت مى‏ زنند، نسبت به این‏ها شایعه ‏سازى مى ‏كنند؛ فرق هم نمى ‏كند، چه رئیس ‏جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‏ ى قضائیه باشد؛ این‏ها مسئولین ‏كشورند. مسئولین كشور كسانى هستند كه زمام یك كارى به این‏ها سپرده است؛ مردم باید به این‏ها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه ‏پراكنى كرد؛ دشمن این رامى‏ خواهد. دشمن مى‏ خواهد شایعه ‏پراكنى كند؛ مى‏ خواهد دلها را نسبت به یكدیگر، نسبت به مسئولین بدبین كند.

 جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، این‏ها همه را باهم ملاحظه كنند. 

4/9/88


:: مرتبط با: مسائل سیاسی ,
:: برچسب‌ها: اتقاد , اختلاف , بصیرت ,
درس اخلاق مجازی
نویسنده : محمدصابر اسدی
یکشنبه 24 فروردین 1393

نشست مقابل حاج آقا وگفت: صفات رذیله ای که دارم رو می دونم، دروغ، تکبر، حسد، محبت مشرکانه به غیرخدا، سوءظن ...

حاج آقا گفت: علم داری!

- ولی فکر میکنم نتونستم کاری برای ازبین بردنشون بکنم!

- ایمان نداری! علم وقتی توی قلب جا بگیره میشه ایمان، وقتی بشه ایمان اون وقت عمل رو دنبال خودش میاره.

- چه جوری یه علم میره تو قلب آدم!؟

- تذکر!

- محاسبه!؟

- تذکر به خودت یا همون محاسبه که جای خود داره! اگه نباشه اصلاً همون علم اولی هم ایجاد نمیشه، بحث ما سر وارد شدن این علم به قلبه!

- پس منظورتون از تذکر چیه؟!

- علمت رو به بقیه هم یاد بده!

- یعنی برم بگم که من متکبر و دروغگو و .... هستم؟!

- نه! اینکه گناهه! منظورم اینه که هر جور می تونی دوری از این صفات رو به بقیه تذکر بده! ولی مواظب باش همین گفتنت بوی "من از شما بهترم" به خودش نگیره، که اگه اثر عکس روی خودت و بقیه نذاره، حداقلش اینه که هیچ اثری نداره!



:: مرتبط با: اصول اعتقادی , مسائل اجنماعی ,
:: برچسب‌ها: اخلاق , محاسبه , امربه معروف و نهی از منکر ,
خادم الزوار
نویسنده : محمدصابر اسدی
جمعه 15 فروردین 1393

گفنه اند که راوی باید خودش رؤیت کرده باشد

رؤیت نکرده ما را بردند روایت سه دقیقه ای!

خوب معلوم است که وقتی میروی در اتوبوس و می ایستی صدایت بلرزد و سخت بگویی به زائران که:

 "آسمون هویزه سه تا ستاره داره؛ مقتل و مزار شهدای کرخه نور و مزار شهدای هویزه..."

از اتوبوس که پیاده شدم زیاد یادم نیست چی گفته بودم فقط می دونم  شهدا میزبان بودند و نیازی هم به خادم نداشتند، نگذاشتند پذیرایی مهمان ها مختل شود!

 

 

تجربه ی خوبی بود خادمی زائران شهدا در کربلای هویزه،  انشاءالله که خوب خادمی کردیم و سال بعد هم دوباره می طلبندمون...



:: برچسب‌ها: هویزه , خادم الشهدا ,
 

 
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
امروز اگه به یکی بگی "بنال!" فکر می کنه داری بهش فحش می دی، حالا دوساعت بیا بهش بگو عزیز من بنال از نالیدن میاد و نالیدن از درد داشتن. درد که بد نیست. درد عامل آگاهی است. اصلاً آدم اگه درد داشته باشه ارزش داره، درد خود، درد خدا، درد خلق خدا... هرچی درد بیشتر ناله بیشتر... هرچی درد خالصانه تر ناله عاشقانه تر!
مدیر وب سایت : محمدصابر اسدی
برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید
نویسندگان
آرشیو مطالب